تبلیغات
مسابقه بزرگ ماه عسل- قهرمان من - قهرمان زندگیم پدرم

قهرمان واقعی زندگی شما چه کسی است؟ برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

قهرمان زندگیم پدرم
با سلام
آقای علیخانی عزیز؛پدر من بازنشسته دادگستری و مادرم خانه دار هست
اهل شهرستان بم هستیم ودارای یازده فرزند می باشند نه دختر و دو پسر.
و نکته قابل توجه اینکه به پدرم همیشه میگه اگه قرا بود خدا دوباره فرزندی به من عطا کنه ازش میخواستم دوباره دختر بهم بده چون من همه آبروم و همه شانسهای زندگیم رو از پیشونیه دخترام داره .و نکته قابل توجه اینجاست زمانی که زلزله بم رخ داد در حالی که هر خانواده ای کسی رو از دست داده بود ولی خانواده ما خدا رو شکر هیچ کس مشکلی پیدا نکرده بود الان که به شما پیام میدم ده تا از ما ازدواج کرده ایم و برادر آخریم فقط مجرد است و شکر خدا به جرات میتونم بگم همه ما زندگی خوبی داریم.نکته قابل توجه این است طوری بابای من ما رو بار آورده که در زندگیمان بسیار فعال و با اعتماد به نفس زیاد هستیم مثلا خود من بعد از زلزله با فردی اهل شهرستان بندر لنگه ازدواج کردم و اوایل زندگیم شوهرم تاکسی داشت و اینجا به دلیل کم جمعیت بودنش برای تاکسی اصلا درامد خوبی نیست و به ناچار تصمیم گرفتم که دنبال کار بگردم و موفق شدم مربی رانندگی بشم حالا بماند که توی این شهر غریب چه سختیهایی چه ازنظر روحی و چه از نظر مالی کشیدم تا اینکه بعد از گذشت نه سال موفق به پیدا کردن کار دولتی شدم اونم چه کاری خدمتگزاری مدرسه...اولش خیلی برام سخت بود چون من نه سال مربی بودم و اکثر معلم های این شهر زیر دست من رانندگی رو آموخته بودند و حالا من باید می رفتم توی همون مدارسی که اونها بودن رو نظافت میکردم...اولش دو دل بودم که برم یا نه ولی طبق معمول این بار هم بابام مشوقم بود وگفت کار که عار نیست دخترم مهم اینه که تو نونت از راه حلال به دست بیاری ومیگفت دختر من قوی و شجاعه و میتونه پیشرفت کنه و به جاهای بالا بالا برسه و حتی اگر منت باز هم دودل میشدم میگفت دختر من نیستی اگه بخوای دست از تلاش برداری تو باید اینقدر تلاش کنی و درس بخونی تا به حد ریاست برسی و روزی باشه که من بیام و وارد اون اداره بشم و تو رو در جاهای خیلی خوب توی اون اداره ببینم آقای علیخانی با یاری خداوند و دعاهای پدرم و مادرم و تشویق اونها من تونستم بعد از چهار سال خدمتگزاری وارد اداره بشوم و به عنوان کارمند خدمت کنم گرچه بابای من به کارمند بودنم اکتفا نمی کند و همیشه که با من تماس میگیرید به من میگه سلام بر دختر قهرمان من...و همیشه منتظر آن روزی است که من رو در پشت میز ریاست ببینه.و خدا رو همیشه شاکرم برای اینکه با توجه به اینکه خانواده پرجمعیتی بودیم ولی بسیار دلرحم و مهربان و حلال خور با آمدیم.با تشکر از برنامه بسیار تا بسیار خوبتون ماه عسل.