تبلیغات
مسابقه بزرگ ماه عسل- قهرمان من - كودكی كه انسانیت را به من گوشزد كرد

قهرمان واقعی زندگی شما چه کسی است؟ برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

كودكی كه انسانیت را به من گوشزد كرد
چند هفته پیش وقتی كه از گلفروش سر چهارراه شاخه گلی خریدم درحال چك كردن ١٠ گردش حسابی بودم كه ٥ دقیقه پیش از دستگاه خودپرداز دریافت كرده بودم پس از بررسی ، آن را مچاله كردم و چند قدم آنطرف تر ناخواسته روبروی آن كاغذ مچاله شده را به زمین انداختم و آن شاخه گلی كه خریده بودم را با تمام عشق و غرور به رفتگر از ته قلبم تقدیم كردم در همان لحظه آنسوتر از نگاهم ، پسر بچه ی كوچكی اتفاقی كه افتاد را نظاره گر بود و دوست داشت گلی تقدیم به این رفتگر كند نگاهی عاجزانه و انسانی و سراسیمه به جیب های پاره خود كرد و آنگاه كه پولی برای خرید شاخه گلی نیافت با تمام غرور و ابهت و مردانگی به سوی كاغذ مچاله ای كه من چند لحظه پیش ناخواسته انداخته بودم دوید و با نگاهی سرشار از تلألؤ انسانیت آن را در سطل زباله ای كه رفتگر داشت انداخت
این كودك با اینكار به من و مردمی كه نظاره گر بودند و عزیزانی كه این متن را میخوانند آموخت و می آموزد و گوشزد می كند كه برای ابراز محبت و عشق و انسان بودن نیازی به داشتن سرمایه مادی نیست سرمایه انسانی كه در بدو تولد همراه ما بوده است كافیست و با رشد و نمو مادی انسانیت خود را از دست ندهیم و كماكان درخشش روح انسانی در ما آدم ها فروغی نداشته باشد.
آری بزرگترین سرمایه وجودی هر آدم ، انسانیت اوست.