تبلیغات
مسابقه بزرگ ماه عسل- قهرمان من - قهرمان بزرگ زندگی من٬ پدربزرگم...

قهرمان واقعی زندگی شما چه کسی است؟ برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

قهرمان بزرگ زندگی من٬ پدربزرگم...
به نام او...
قهرمان زندگی من که واقعا یک قهرمان خاموش است رحمت و برکت زندگی من است.به چهره ی نورانی اش که خیره میشوم تمام مشکلاتم فراموشم می شوند.سبک زندگی ایشان در جهت الهی بوده و هر بعد از زندگیشان کاملا رنگ و بوی خدایی گرفته است.قـهرمان زندگی من پدربزرگ عزیزم هستند:"سید علی نقی روانبخش"... یک پدربزرگ فوق العاده خوب ٬خیر و دارای روحیه ی احسان و بخشش بسیار حتی تا سن 93سالگی اش...صدایش میکنم: "حاجی بابا"
از زمانی که به اطرافم دقت کردم ایشان با بقیه برای من تفاوت داشتند.سوال های زیادی از ایشان پرسیده و یادگرفته ام .چیزی که ایشان را برای من متفاوت و برجسته میکند خصایل نیک ایشان و تصمیمات درستی است که در بزنگاه های زندگی گرفته و عمل کرده اند که رویه ی زندگی اش را بهتر و بهتر کرده است.صفای وجود و آرامش عمیق ایشان به هر همنشینی منتقل میشود و باعث حس خوب و سرزندگی٬خصوصا در من میشود.
ایشان دریک خانواده ی مذهبی٬فرهنگی و بسیار متدین در سال 1302 در شهر گوگان به دنیا آمدند.پدر ایشان فرزندانش را با فرمایشات ائمه تربیت نموده اند.پدر حاجی بابام معروف به "آقا مدیر" علی رغم دشمنی و مخالفت های زیاد مردم آن زمان٬توانستند اولین بار مدرسه ای به سبک جدید در شهرگوگان -بین تبریز و مراغه-درسال های 1286 تاسیس کنند دختر آقامدیر هم برای ترویج علم آموزی میان دختران٬اولین محصل دختر شهر بودند.روحیه ی علم دوستی و کمال طلبی و ادب در فرزندان این خانواده باعث شد که فرزند ارشد این خانواده به دانشکده ی حقوق دانشگاه تهران در اولین سالهای تاسیس دانشگاه٬راه بیابد و بعدا اولین قاضی شهرگوگان شدند.پدربزرگ من هم که از دوران کودکی علاقه ی وافر قلبی به علوم معارف اسلامی داشت راهی مدرسه ی علوم دینی تبریز شد که با وفات پدرش مجبور به بازگشت به وطن و مسئول رسیدگی به امور باغداری و خانه و خانواده گردید که آن زمان 20سال بیشتر نداشت.علی رغم کارهای سنگین کشاورزی٬هدفی را که درقلب خود داشت رها نکرد و با جدیت تمام از هرفرصتی برای علم آموزی بهره می گرفت و با اندک درآمد٬شروع به جمع آوری سری کتب ارزشمندی مثل بحارالانوار٬منهج الصادقین٬تفاسیرنمونه و دیگر کتب مذهبی و... نمود و برای تهیه ی این کتابها درآن زمان(هفتادسال پیش) به تهران و قم سفر می نمود و هربار پس از تهیه ی کتاب های موردنظر و مطالعه ی آن ها عطش روحی اش نسبت به یادگیری بیشتر می گشت و مطالب ناب را برای خودش گلچین می کرد.درنهایت کتابخانه ای ارزشمند با صدها جلد از کتب نفیس در منزل٬شکل داد که بعدها بنا به اظهار خودشان برای اینکه جوانان به این کتب دسترسی داشته باشند آن کتابها را که به سختی تهیه کرده بودند به کتابخانه ی ملی تبریز و قم اهدا نمودند.
چندین ساعت مطالعه ی مکرر روزانه و خواندن و تحقیق کتاب های زیاد بخصوص کتب مهم عربی و تفاسیرقرآن و احادیث٬موجب تـسلط فوق العاده ی ایشان به روایات ائمه و زبان عربی گردید.... به جهت علاقه٬ به یادگیری زبان های خارجی از جمله انگلیسی و فرانسه نیز پرداختند که مشکلات رسیدگی به امور باغداری٬نبود امکانات رفت و آمد در آن روزگار٬مجال تکمیل آموزش را ندادند.
حاجی بابا اشعارناب عربی و احادیث مهم را به همراه نکات جالب مرتبط در چندین جلد به نامهای " جلیس الاخیار و انیس الابرار1 و 2 " و نیز کتاب دیگری که شامل مطالب مهم و مفیدی است –برای این دست نوشته٬نامی انتخاب نکرده اند-گردآوری نموده اما این کتاب ها را به چاپ نرسانده اند.
از ایشان خواستم از کارهای بزرگی که در زندگی اش انجام داده بگویند ولی به همین جمله بسنده کرد که :"از الطاف خداوند همین برایم کافیست که اینجانب از ایام کودکی مشغول فرمایشات ائمه بوده و به مواعظ ایشان در مجالس و مساجد مشغول بوده ام و تا اندازه ای که از دستم برمی آید به تبلیغ این بزرگواران پرداخته ام و عمر خود را بااین افتخار به انجام رسانیده ام."
مطالعه ی از روی عشق و علاقه٬آثارش را در اعمال و رفتار ایشان متبلور نموده و جهت داده است.تواضع و ملایمت٬خوشرویی و تحمل مشکلات بدون شکایتی یا حتی توقعی از دیگران٬عدم وابستگی به تجملات دنیوی و احسان و نیکی به هر طریق به همنوعان در هر فرصت ممکن و مراعات حال دیگران و یا کسانی که ایشان با آنها حساب یا داد و ستدی دارد٬ رعایت دقیق حلال و حرام ٬اقامه ی نمازها با نوافل در اول وقت و توجه زیاد به دعا بعد ازنماز و تضرع و زاری به درگاه احدیت درحال سجده و مـهم تر اینکه راضی بودن از مدت و شیوه ی عمری که سپری کرده ٬رسیدگی به امور باغ و فعالیت و نظم دقیق حتی در این سن ٬ صبح خیزی و جدیت در کارها و توجه به بعدهای دیگر مثل خوشنویسی و هزاران خصلت نیک دیگر که در این اندک٬مجال بیان نیست؛ مجموعه ای از این رفتارها موجب شده ایشان را به عنوان الگو انتخاب نمایم.از ادب ایـشان همین بس که حتی در حضور کودکی هم ٬پایش را دراز نمی کند.
درکنار سفره ای نمی نشیند مگر اینکه با حدیثی از ائمه و ذکر فضایل ایشان٬آن سفره را متبرک و مزین نماید...با کسی همراه و همسفر نمیشود مگر اینکه اسباب رضایت ٬شادی و آسایش وی را فراهم کند...سخنی نمی گوید مگراینکه راستی و درستی و مفید بودن آن مسلم باشد...در برابر احسان بسیار و نیکی ها و هدیه٬دعای خیر طلب میکند و خودش نیز در مقابل نیکیها و محبت دیگران برایشان طلب خیر میکند...نماز واجب و شبی نمی خواند مگر با شوق تمام و بدون ذره ای کسالت... و گریزان از ریا و خودنمایی...خوش حق حساب بودن ایشان نزد کسبه زبانزد است...کاری را آغاز نمیکند مگر در چارچوب عدالت و رعایت حق الناس...
در تمام این سالها٬جای ابراز برای حرص و طمع در وجود مهربانش نگذاشته است تقسیم ارث میان فرزندانشان و احسان٬هرموقع مبلغی به دستش می رسد گواه این موضوع است...
در درونش طوفانی است از عـشق به ائمه بطوریکه چندباری به لطف خدا زیارت امامانی از جمله امام رضا(ع)٬امیرالمومنین(ع) و امام حسین(ع) نصیبشان شد سر از پا نمی شناخت و به گفته ی خودشان٬خوشترین ایامی بود که با معشوق سپری کرد و.....
لذت مصاحبت با ایشان برای من شیرین تر از هرچیزی است...
هروقت از حاجی بابام میخواهم که نصیحتم کنند مستقیما چیزی به من نمیگویند همیشه نصایحش را با توصیه های زیبای پیامبر(ص) یا امامان(ع) به اصحابشان می آراید تا ماندگاری اش در ذهن بیشترشود یک موردش را بعنوان تبرک٬ که به گفته ی ایشان سعادت دنیا و آخرت درآن است٬ ذکرمیکنم:
پیامبراکرم(ص) فرمودند:مومن به چهارچیز نیاز دارد مرکبی نیرومند٬خانه ی وسیع٬لباس زیبا و چراغ روشنی بخش ...مسلمانان حاضرگفتند:چگونه؟...نبی خدا فرمودند:مرکب نیرومند و هوشیار٬عقل مومن است...خانه ی وسیع ٬صبر اوست...لباس زیبا٬شرم و حیا ی اوست و منظور از چراغ روشنی بخش٬علم و دانش مومن است.
فایل های ویدیو و عکس و فیلم های مجالس وعظ و فعالیت ایشان در باغ و...موجود است که من نیز با داشتن دوربین حرفه ای و مکانهای بسیارزیبا و کلی ایده ی خلاقانه که به ذهنم می رسید متاسفانه مجال گردآوری پیدانکردم که انشاا... در فرصت های بعدی٬آماده و ارسال خواهم کرد.
خداقوت و سپاس از برنامه ی خوب و موثرتان ٬ علی یارتان