تبلیغات
مسابقه بزرگ ماه عسل- قهرمان من - دختر قهرمان شهرما

قهرمان واقعی زندگی شما چه کسی است؟ برای ما بفرستید و در مسابقه شرکت کنید

دختر قهرمان شهرما

به نام خدا
تو زندگی همه ما ،اتفاقای خوب و بد زیاد بوده و آدمای زیادی رو زندگیمون تاثیر گذاشتند ولی بعضیا اینقدر تاثیراتشون زیاده که باورها و نگرش ها و مسیر زندگی آدمو تغییر میده و تاثیراتش رو تمام ابعاد زندگیت می تونی حس کنی و آروم آروم به این یقین و باور می رسی که اگه نبودن تو راه درست زندگیتو پیدا نمی کردی اونقدری که اگه نبودن تو دیگه به رویاها و آرزوهات فکر نمی کردی چه برسه به اینکه بخوای اون قدرتو تو خودت پیدا کنی که بتونی همه اونا رو به واقعیت تبدیل کنی.

دختر قهرمان زندگی من ،از یه استان محروم(چهارمحال و بختیاری) و یه روستای محروم(فرانبه که الان شهر شده) با اعضای خانواده 8نفری تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی تو یک اتاق زندگی میکرده ولی تصمیم میگیره سرنوشت خودش و خانوادشو عوض کنه
چون ساکن این منطقه هستم میدونم یه دختر با چه مشکلاتی مواجه ،مخصوصا اگه تو روستا باشه اگه هر دختر دیگه ای به جاش بود تن به ازدواج میداد و راحترین راه رو انتخاب میکرد ولی دختر قصه ما خواست مسیر زندگیشو عوض کنه حاضر شد فقر رو تحمل کنه بعد اتمام دبیرستان وارد دانشگاه یزد در رشته شیمی شد و در دوران تحصیل به خاطر مشکلات مالی و نداشتن کرایه اتوبوس نمی تونست به خانواده سر بزنه اون شاید از خیلی از آرزوهاش حتی دیدار ساده خانوادش گذشت تا به موفقیت برسه پس از دوره کارشناسی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه کاشان پذیرفته شد و تمام سختیها در کنار درس کار هم میکرد تا بتونه باری از دوش خانواده برداره بعد از کارشناسی ارشد تصمیم گرفت در آزمون دکترا شرکت کنه، پدر خانواده که انسانی رنج کشیده بود تمام آرزوش دیدن موفقیت دخترش در مقاطع زندگیش بود ولی در روز آزمون متاسفانه دار فانی رو وداع گفتند و دختر قصه ما با غم از دست دادن پدر مواجه شدن با تمام سختی از پس آزمون براومدن و اون پدر رنج کشیده نتونست موفقیت دخترشو در قبولی دکترا ببینه .فقر و دوری از خانواده و مرگ پدر کارا سخت و سخت تر کرده بود ولی این دختر به خاطر هدفش دست از ادامه راه برنداشت.

تا این 5 سال پر از سختی تموم شد وقتی ما نگاه می کنیم یا می خونیم و یا می شنویم خیلی واسمون راحته ولی وقتی دختری باشی تو این شرایط و تمام این سختیها رو تحمل کنی وقتی تو این شرایط باشی متوجه میشی .و بعد از 5 سال به خاطر توانمندی هایی که داشتند به عنوان عضو ستاد نانو انتخاب شدن.و سپس به عنوان عضو هیت علمی دانشگاه قم پذیرفته شدن و بعد از ورود به دانشگاه به سمت مدیر گروه شیمی انتخاب شدن و الان هم در کنار تمام موفقیت ها به عنوان داور مقالات دو ژورنال بین المللی مشغول به فعالیت هستند.
ایشون در کنار تدریس دارای 25 مقاله در مجلات معتبر خارج و 16 مقاله در همایش ها و کنفرانس های بین المللی و ملی هستند.و همچنین دارای سوابق اجرایی و تحقیقاتی زیادی هستند.
و الان دیگه زندگی ایشون تغییر کرد ولی فقر و محرومیت ،موانع و سختی ها به ایشون شجاعت داد دست به کاری بزرگتر بزنن و اون هم خدمت به مردم منطقه خودشون بود منطقه ای پر از استعداد ولی در عین حال محروم.
ایشون وقتی خودشونو به عنوان یک دختر کاندید معرفی کردند مخالفتهایی زیادی در شهر ما نسبت به ایشون شد ولی اراده و باور این دختر باعث شد تنها و یکه با نداشتن بودجه آنچنایی در کنار رقبای خود برای کسب آرا تلاش کنند و در دوره اول با رای مساوی با یکی از رقبا به مرحله دوم راه پیدا کردند در مرحله دوم شرایط خیلی برای ایشون سخت بود تمام نگاها و اینکه باید اثبات میکردند که تو جایگاه درستی ایستادند ،جوی در شهر حاکم بود تا روز موعود فرا رسید.
و اون روز بهترین اتفاق و شادآورترین اتفاق افتاد. ایشون به عنوان اولین بانو استان چهارمحال و بختیاری وارد صحن مجلس شدند.
وقتی سختیهای زندگیه ایشون رو میبینم سختیها ملالت هایی که کشیدند ایمانی که داشتند و توکلی که داشتند باعث میشه روح تازه ای بگیرم و واسه زندگیم تمام تلاشمو کنم و همیشه شاکر خالقم باشم

شهر خالیست زعشاق بود کز طرفی مردی از خویش برون آید و کاری بکند.